على محمدى خراسانى
7
شرح مكاسب (فارسى)
اللَّهِ . « 1 » كيفيت استدلال : چند نكته را بايد در نظر گرفت . نكته اوّل : بقول بعض مفسران اين آيه در مورد نضر بن حارث نازل شده ، او مرد تاجرى بود و به ايران سفر مىكرد ، و در ضمن ، داستانهاى ايرانيان را براى قريش بازگو مىنمود ، و مىگفت : اگر محمّد براى شما سرگذشت عاد و ثمود را نقل مىكند ، من داستانهاى رستم و اسفنديار ، و اخبار كسرى و سلاطين عجم را باز مىگويم ، آنها دور او را گرفته ، استماع قرآن را ترك مىگفتند . نكته دوّم : كلمهء اشتراء يا به معناى خودش است كه خريدارى كردن باشد و يا معناى كنائى دارد يعنى هرگونه تلاش و كوشش براى نيل به مطلوب ، مطلق اخذ كردن و گرفتن كه اشتراء و خريدارى يكى از مصاديق آنست و در ما نحن فيه همين انسب است . نكته سوّم : كلمهء لهو الحديث از قبيل اضافهء صفت به موصوف است و شايد سرّ تقديم و صفت بر موصوف اين باشد كه حديث و سخن بودن موضوعيتى ندارد و مهم لهو و باطل بودن است چه لهو از سخن يا از نوشته و . . . نكتهء چهارم : آيه از دو جهت بر حرمت اشتراء لهو الحديث دلالت مىكند : يكى از جهت سياق : آهنگ آيه ، آهنگ مذمت و سرزنش است و آن دالّ بر حرمت است چرا كه غير حرام مذمت ندارد . ديگر اينكه : در پايان آيه فرموده : أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ . با حفظ اين نكات مىگوئيم : كتب ضلال از مصاديق لهو الحديث است « صغرى » و لهو الحديث به حكم آيه حرام است « كبرى » پس كتب ضلال حرام است « نتيجه »
--> ( 1 ) سورهء لقمان / 6 .